کد خبر: ۲۳۲۹۳۳
تاریخ انتشار : ۰۴ دی ۱۴۰۰ - ۱۹:۳۳

ابهامات و شبهات در ورزش(نکته  ورزشی)

 
 
 
سرویس ورزشی-
ابهامات فراوان و سؤالات پرشمار وشبهات گوناگون بیش از هر چیز از عدم شفافیت و صداقت لازم در ورزش ما حکایت می‌کند. بسیاری از اتفاقاتی که هر روز و هر هفته در ورزش ما چهره می‌بندد و خبرش به گوش مخاطب می‌رسد باعث تعجب است و منشا و خاستگاه آن مشخص نیست و کسی هم خود را پاسخگو نمی‌داند و کسانی که در این ورزش مسئولیت دارند یا مسئولیت داشته‌اند، سعی می‌کنند خود را مبرا از هر گونه قصور و تقصیر جلوه و دیگران را در موضع اهمال و خطاکاری قرار دهند.
در همین چند روز گذشته اخباری مثل ماجرای بازی مهدوی کیا در تیم «ستارگان عرب» با مربی‌گری یک صهیونیست بنام وشناخته شده!‌، یا پرونده بازیکن گابنی گل گهر که برای این تیم دردساز بوده و چند بازی این تیم در لیگ ۳-۰ به نفع حریفان اعلام شده‌، یا ماجرای مصاحبه اخیر شیخ دیاباته‌، بازیکن سابق تیم استقلال در‌باره بیرون ریختن اسباب منزلش، موضوع طلبکار شدن استوکس- مهاجمی که در مجموع ۹۰ دقیقه برای پرسپولیس بازی نکرد- به جای بدهکار شدن و ماجرای لاینحل ماندن بحث مدیرعاملی پرسپولیس و.... موجب مطرح شدن سؤالات بسیار و ابهامات فراوان در ذهن و فکر مخاطبان به ورزش و علاقه مندان به فوتبال و.‌.. شده است. سؤالات و ابهاماتی که طبق معمول و روال همیشگی که بالاتر اشاره شد، هیچ فرد و سازمانی مسئولیت آن را بر عهده نگرفت و پاسخگو نبود و... به احتمال زیاد این سؤالات و ابهامات بعد از چند روز به دست فراموشی سپرده می‌شود‌، بدون اینکه در‌باره آنها روشنگری شود‌.
واقعا این سؤال مطرح است که چگونه مهدوی کیا که یک بازیکن حرفه‌ای است وسال‌ها در بوندس لیگا حضور داشته بازی کردن در تیمی را قبول می‌کند که اولا اسمش « ستارگان عرب» است؟ آیا ایران جزو کشورهای عربی است؟ آیا خود مهدوی کیا تبار عربی دارد و مثلا بچه خوزستان است (که نیست)؟ وثانیا آیا یک بازیکن حرفه‌ای و دنیا دیده نباید از خود سؤال کند که چرا مربیگری این تیم عربی را یک صهیونیست شناخته شده بر عهده‌دارد؟ آیا کاسه‌ای زیر نیم کاسه نیست؟ آیا رد پای سیاست آن هم از نوع کثیف و صهیونیستی اش در میان نیست؟ آیا برای مهدوی کیا و امثال او که یک بازیکن ایرانی بوده و اکنون سرمربی تیم امید ایران است،« تله» نگذاشته‌اند و او را ملعبه بازی‌های سیاسی نکرده‌اند؟ چنانکه برای امثال رباح ماجر وبازیکنان اسمی الجزایر گذاشته بودند و آنها با هشیاری در این تله نیفتادند؟
آیا سرمربی تیم امید و یکی از بهترین‌های سابق تیم ملی فوتبال ایران که هرچه دارد از ایران و مردم ایران دارد به جای بازی در زمین فوتبال در پازل رسوای دشمنان قسم خورده این آب و خاک که دستشان به خون خیلی از قهرمانان واقعی اما مخلص و گمنام این مردم آلوده است و امروز هم با خباثت تمام به سفره و معیشت مردم این کشور حمله کرده‌اند، بازی نکرده؟ آیا مهدوی‌کیا یا فرد دیگری از مسئولان فوتبال به این سؤالات پاسخ می‌دهد وابهامات را بر طرف کرده و یا حداقل یک عذر خواهی خشک و خالی از این مردم می‌کند؟
در مورد بازیکن گابنی تیم گل گهر چه؟ بالاخره مسئولان این باشگاه مقصرند و فریب دلال‌های منفعت جو را خورده‌اند؟ آیا فدراسیون فوتبال مقصر است؟ اینها می‌گویند‌، آنها مقصرند و آنها می‌گویند اینها...! و خلاصه کلام درهمه موارد مطرح شده داستان «کی بود‌، کی بود، من نبودم...» مطرح است و این وضعیت همان‌طور که بارها نوشته ایم موجب «بی‌اعتباری» مسئولان در نزد مخاطبان وحاکم شدن جو « بی‌اعتمادی» بر جامعه ورزش می‌شود. واین وضعیت و شرایط هر چند به نفع مشتی فرصت‌طلب مخرب و منفعت جوی آویزان در ورزش است، اما حتما به نفع ورزش و دلخواه علاقه‌مندان به این حوزه نیست.
بارها هشدار داده‌ایم جریانات و افرادی هستند که نان ونام خود را در سایه بی‌سروسامانی ورزش جست‌وجو می‌کنند و چون به نفعشان هست به تداوم این وضع دامن می‌زنند تا از قبل ورزش برای خود نان و نامی به چنگ آورند. بدون تردید اگر قرار باشد روزی این مسائل تا حصول به پاسخ دقیق و نهایی پیگیری شود، حتما پای همین عوامل مخرب و آویزان به عنوان یکی از اصلی‌ترین علت‌ها به میان خواهد آمد، کسانی که از طرق مختلف و با توجیهات گوناگون، حتی بازی در نقش ناصح و دلسوز و روشنفکر و...! خاصه از طریق رسانه‌ها (چه داخلی و چه خارجی)سعی می‌کنند این آشفتگی ادامه داشته باشد و هیچ کسی سر جای خودش ننشیند و هیچ چیزی در جای خود قرار نگیرد و... 
این واقعیتی است که نمی‌شود و نباید آن را انکارکرد. این واقعیتی است که اگر قرار است ورزش در مسیر صحیح و ریل پیشرفت قرار بگیرد باید حتما و حتما تغییر کند. این واقعیتی است که مسئولان ارشد امروز ورزش به جای اینکه مثل اسلاف خود یا از سر ناآگاهی و یا به خاطر بی‌حالی و بی‌انگیزگی و یا هر دلیل دیگر آن را نادیده بگیرند و انکار کنند‌، باید آن را خوب تجزیه و تحلیل و شناسایی کنند ودر افتادن و مبارزه جانانه و شجاعانه با آن را جزو اولویت‌های کاری خود قرار دهند.